آشنای تو منم ، بر در بیگانه نرو! شمع من باش و بمان، نور ز تو اشک ز من جانفشان تو منم ، در بر پروانه مرو! سوختی جان مرا ، آه مکن ، اشک مریز از بر عاشق دلداده، غریبانه مرو! لاله رویا! به گل چهره خود چنگ مزن سرکشی بس کن و عاقل شو و دیوانه مرو! قصه خواهی شد و از یاد جهان خواهی رفت قهر بیهوده مکن ، در دل افسانه مرو! کلبه تنگ مرا مهر تویی، ماه تویی ای چراغ شب تاریکم از این خانه مرو! شاعر :مهدی سهیلی 
+ نوشته شده در پنجشنبه 7 خرداد1388ساعت 23:33 توسط مهدی |