طفيل هستی
عشقند آدمی و پری
از غم خبری نبود اگر عشق نبود
دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود؟
بی رنگ تر از نقطۀ موهومی بود
این دایرۀ کبود، اگر عشق نبود
از آینه ها غبار خاموشی را
عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود؟
در سینۀ هر سنگ دلی در تپش است
از این همه دل چه سود اگر عشق نبود؟
بی عشق دلم جز گرهی کور چه بود؟
دل چشم نمی گشود اگر عشق نبود
از دست تو در این همه سرگردانی
تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود؟
مرحوم قیصر امین پور
ارادتی بنما
تا سعادتی ببری
بکوش خواجه
و از عشق بینصيب مباش
که بنده را
نخرد کس به عيب بیهنری
+ نوشته شده در دوشنبه 12 اسفند1387ساعت 23:2 توسط مهدی |