یادمان باشد به دل کوزه آب، که بدان سنگ شکست . . . بستی از روی محبت بزنیم!! تا اگر آب در آن سینه پاکش ریزند . . . آبرویش نرود . . . ! یادمان باشد فردا حتما ,ناز گل را بکشیم . . . حق به شب بو بدهیم . . . و نخندیم دیگر به ترکهای دل هر گلدان . . . !! وبه انگشت نخی خواهیم بست، تا فراموش نگردد فردا . . . ! زندگی شیرین است! زندگی باید کرد . . . و بدانم که شبی، خواهم رفت . . . !!!!!!!! و شبی هست که نباشد پس از آن، فردایی . . . !!!! تقديم به دخترم آيلين
+ نوشته شده در یکشنبه 3 آبان1388ساعت 19:52 توسط راضیه |
نه از خاکم، نه از بادم، نه در بندم، نه آزادم ،
نه آن لیلاترین مجنون، نه شیرینم نه فرهادم
فقط مثله تو دل تنگم فقط مثله تو غمگینم
اگر آبی تر از آبم اگر همزاد مهتابم بدون بی تو چه بیرنگم بدون بی تو چه بی تابم

+ نوشته شده در سه شنبه 28 مهر1388ساعت 8:10 توسط راضیه |
دلتنگی هاتو بردار به روی قلبم بذار، تکیه بده به شونه ام تو این مسیر دشوار
وقتی که شب سیاهه وقتی بدون ماهه ، تنهایی خیلی تلخه وقتی که بی تو هستم
تنها می مونه دستم با این دل شکسته ام، دلتنگی هامو بردار پیش خودت نگه دار ، هروقت که تنها شدی منو به یادت بیار
تنهایی خیلی سرده وقتی پیشم نباشی ، آتیشم نباشی بیدار میشم نباشی
تنهایی خیلی سردمه....
تنهایی خیلی درده اگه نیای تو خوابم، وقتی تو اضطرابم تو هم ندی جوابم
+ نوشته شده در سه شنبه 21 مهر1388ساعت 20:36 توسط راضیه |
ای آخرین توسل سبز دعای ما آیا نمی رسد به حضورت صدای ما؟ شنبه دوباره شنبه دوباره سه نقطه چین بی تو چه زود می گذرد هفته های ما در این فراق تا که ببینی چه می کشیم بگذار چشمهای خودت را به جای ما موعود خانواده کی از راه می رسی کی مستجاب می شود "آقا دعاي ما" ؟ کی می شود بیایی واز پشت ابرها خورشید های تازه بیاری برای ما آقا اگر نیایی وبالی نیاوری از دست میرود سفر کربلای ما اللهم عجل لوليك الفرج
+ نوشته شده در جمعه 6 شهریور1388ساعت 10:12 توسط راضیه |
+ نوشته شده در جمعه 1 خرداد1388ساعت 23:32 توسط راضیه
از من
بریده ای و صدایم نمی کنی چون درد در منی و رهایم نمی کنی گم گشته ام میان
تماشای چشم تو از این جنون تلخ جدایم نمی کنی هر شب چو باد می وزم از داغ
یاد تو آخر چرا؟ چه شد که دعایم نمی کنی من آخرین پرنده گم کرده لانه ام در آسمان خویش هوایم نمی کنی امشب میان کوچه تو را جار می زنم اما تو باز
رو به صدایم نمی کنی
+ نوشته شده در سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت 1:15 توسط راضیه |
السَّلامُ عَلَيكِ يا سَيِّدَةَ نِساءِ اْلعالَمينَ مِنَ الأَوَّلينَ وَالآخِرينَ، السَّلامُ عَلَيكِ يا زَوْجَةَ وَلِيِّ اللّهِ وَخَيْرِ اْلخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللّهِ، السَّلامُ عَلَيكِ يا أُمَّ الحَسَنِ وَالحُسَيْنِ سَيِّدَي شَبابِ أَهْلِ اْلجَنَّةِ،
دیــد مولایـــش علی تنهــا شــده
خــانـه اش محصور دشمنها شده
بیــن آن نــامـردهـــا مـردی نــدیـد
یــــار, بهـــر یــار خـود گـردد سپــر
پشــت ایــن در ,پیشمـرگ حیـدرم
+ نوشته شده در شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت 8:0 توسط راضیه |