از من
بریده ای و صدایم نمی کنی چون درد در منی و رهایم نمی کنی گم گشته ام میان
تماشای چشم تو از این جنون تلخ جدایم نمی کنی هر شب چو باد می وزم از داغ
یاد تو آخر چرا؟ چه شد که دعایم نمی کنی من آخرین پرنده گم کرده لانه ام در آسمان خویش هوایم نمی کنی امشب میان کوچه تو را جار می زنم اما تو باز
رو به صدایم نمی کنی
+ نوشته شده در سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت 1:15 توسط راضیه |
السَّلامُ عَلَيكِ يا سَيِّدَةَ نِساءِ اْلعالَمينَ مِنَ الأَوَّلينَ وَالآخِرينَ، السَّلامُ عَلَيكِ يا زَوْجَةَ وَلِيِّ اللّهِ وَخَيْرِ اْلخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللّهِ، السَّلامُ عَلَيكِ يا أُمَّ الحَسَنِ وَالحُسَيْنِ سَيِّدَي شَبابِ أَهْلِ اْلجَنَّةِ،
دیــد مولایـــش علی تنهــا شــده
خــانـه اش محصور دشمنها شده
بیــن آن نــامـردهـــا مـردی نــدیـد
یــــار, بهـــر یــار خـود گـردد سپــر
پشــت ایــن در ,پیشمـرگ حیـدرم
+ نوشته شده در شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت 8:0 توسط راضیه |
غریبه ام - به خدا - هیچ کس کنارم نیست به ظاهر همه دلخوش - کسی که یارم نیست! دروغ رنگ حقیقت گرفته - پاییز است!! و من امید رسیدن به نوبهارم نیست هزار مسئلهء گنگ در درون من است جهان که یک سر سوزن در اختیارم نیست چقدر وسوسه ی عاشقانه ها زیباست! برای من که نتی روی سیم تارم نیست همین که فکر کنم زنده ام - خودش کافیست برای دیدن فردا که اعتبارم نیست به برگ اول عمرم نگاه کردم و بعد... به این نتیجه رسیدم که هیچ بارم نیست و باز یاد تو افتادم - آه حضرت عشق! تو نیستی - کس دیگر به انتظارم نیست 
+ نوشته شده در یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 23:15 توسط مهدی |